<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سیمین روزگرد &#187; بهانه ها</title>
	<atom:link href="http://ciminrouzgard.net/category/%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://ciminrouzgard.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 15 May 2012 05:49:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
		<item>
		<title>ماهی سیاهِ صمد از ارس به سیروان رسید</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1391/02/farzad-19-ordibehesht</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1391/02/farzad-19-ordibehesht#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 May 2012 06:22:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/?p=372</guid>
		<description><![CDATA[صبح بود اما روشنی‌‌ای نبود در قلبِ سیاهی و یکشنبه حتی منتظر نمانده بود که ظهر بشود تا جغدِ شوم نه بر روی خانه، که در شهر بنشیند و مثلِ همیشه قبل از اینکه وقتِ خوابِ من برسد خبرها آمدند یکی یکی، سه تا سه تا، پنج تا پنج تا، هوار هوار؛ تا فاجعه‌ای که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>
<div>
<div id="id_4fab5e46cbdb49b24876255" style="text-align: justify;"><a href="http://ciminrouzgard.net/1391/02/farzad-19-ordibehesht/554344_377311335654810_100001278403221_1114909_1162583045_n" rel="attachment wp-att-373"><img class="size-medium wp-image-373 alignright" title="554344_377311335654810_100001278403221_1114909_1162583045_n" src="http://ciminrouzgard.net/wp-content/uploads/554344_377311335654810_100001278403221_1114909_1162583045_n-300x203.jpg" alt="" width="290" height="196" /></a>صبح بود اما روشنی‌‌ای نبود در قلبِ سیاهی و یکشنبه حتی منتظر نمانده بود که ظهر بشود تا جغدِ شوم نه بر روی خانه، که در شهر بنشیند و مثلِ همیشه قبل از اینکه وقتِ خوابِ من برسد خبرها آمدند یکی یکی، سه تا سه تا، پنج تا پنج تا، هوار هوار؛ تا فاجعه‌ای که بعد از سعیِ تو در اینکه دمپایی‌هایت کِش کِش نکند، رقم خورده بود و اندازه‌ی همان شُکلات‌هایی که به سربازان تُحفه داده بودی، تلخ بود؛ به گوشِ ما برسد.<br />
&#8230;و فرزاد تا بیست و چهار ساعت قبلَش هم به ماده‌ی هجده امیدوارتر از همه بود.</div>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1391/02/farzad-19-ordibehesht/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به یادِ شهدای سی‌ام فروردین هزار و سیصد و پنجاه و چهار</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1391/01/bizhaz-jazani-evin</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1391/01/bizhaz-jazani-evin#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Apr 2012 03:46:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/?p=371</guid>
		<description><![CDATA[ببین که شهر و جنگل‌ها، زِ قهرِ آنان خونین است شهابِ راهِ آینده، زِ خونِ آنان آذین است شکوه و روشنیِ فردا، ز خون برآرَد سر بگو به میهن که خونِ بیژن، ستاره گشت و از آن چه سان شراره دَمید &#160; پی‌نوشت: تنها آن کس که خشونت را می‌شناسد، عشق را هم خواهد شناخت. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ببین که شهر و جنگل‌ها، زِ قهرِ آنان خونین است</p>
<p>شهابِ راهِ آینده، زِ خونِ آنان آذین است</p>
<p>شکوه و روشنیِ فردا، ز خون برآرَد سر</p>
<p>بگو به میهن که خونِ بیژن،</p>
<p>ستاره گشت و از آن</p>
<p>چه سان شراره دَمید</p>
<p>&nbsp;</p>
<blockquote><p>پی‌نوشت: تنها آن کس که خشونت را می‌شناسد، عشق را هم خواهد شناخت. &#8220;کریستوا&#8221;</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1391/01/bizhaz-jazani-evin/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از کودکی‌هایم&#8230;</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1390/12/8march2012</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1390/12/8march2012#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Mar 2012 16:37:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/?p=364</guid>
		<description><![CDATA[کوچک‌تر که بودم، آن روزها که هنوز پوست نتِرِکانده بودم؛ نمی‌دانستم &#8220;روزِ زن&#8221; چیست و حتی &#8220;زن&#8221; چیست. فقط می‌دانستم ناخُن‌های دستم که با لاک زیباتر بودند، وقتی شکسته می‌شوند، درد دارد!]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کوچک‌تر که بودم،<br />
آن روزها که هنوز پوست نتِرِکانده بودم؛<br />
نمی‌دانستم &#8220;روزِ زن&#8221; چیست و حتی &#8220;زن&#8221; چیست.<br />
فقط می‌دانستم ناخُن‌های دستم<br />
که با لاک زیباتر بودند،<br />
وقتی شکسته می‌شوند، درد دارد!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1390/12/8march2012/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برای بهروز جاوید تهرانی که پس از هفت سال از زندان آزاد شد&#8230;</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1390/10/free-behrouz</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1390/10/free-behrouz#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Dec 2011 12:45:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/?p=354</guid>
		<description><![CDATA[کوچه‌های این شهرِ بی‌نوا و خاک‌های برآمده از جستجوی گورستان، از گام‌های اُستوارت جان گرفته‌اند. پیرمردِ روزنامه فروش، با دیدنت بی‌هوا و بی‌آنکه پا گرفته باشد، یقینی در باورش به تجسم پرواز می‌نشیند تا ببالد به ذهنِ توانگرش! ما اما در باورمان نشسته است که شب‌های دی ماه با سقوطِ زمان مدفونِ تقلیلِ خاطره‌ای در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کوچه‌های این شهرِ بی‌نوا</p>
<p>و خاک‌های برآمده از جستجوی گورستان،</p>
<p>از گام‌های اُستوارت</p>
<p>جان گرفته‌اند.</p>
<p>پیرمردِ روزنامه فروش، با دیدنت</p>
<p>بی‌هوا</p>
<p>و بی‌آنکه پا گرفته باشد،</p>
<p>یقینی در باورش</p>
<p>به تجسم پرواز می‌نشیند</p>
<p>تا ببالد به ذهنِ توانگرش!</p>
<p>ما اما در باورمان نشسته است که</p>
<p>شب‌های دی ماه با سقوطِ زمان</p>
<p>مدفونِ تقلیلِ خاطره‌ای در دوردست‌های دیروزند.</p>
<p>هرچند که آسمان تا هنوز هم سرد باشد</p>
<p>و روزگار و پر از تلخند.</p>
<p>تو اما بخند</p>
<p>با ستاره‌ای که هنوز هم در آستین هست،</p>
<p>تا تاریخ</p>
<p>در هنگامه‌ی شکفتنِ دوباره‌ات،</p>
<p>محوِ شوقِ کودکانه‌ات شود&#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<blockquote><p>*این خبر آنسان که باید، شادی آور بود و به جرات خوب‌ترین اتفاقِ لااقل دوسالِ اخیر&#8230;</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1390/10/free-behrouz/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>میلاد</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1390/09/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1390/09/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Dec 2011 06:32:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/?p=348</guid>
		<description><![CDATA[تمامیِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن یک سخن در میانه نبود: آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن!* &#160; پی نوشت اول: گرامی‌باد سالروز میلادِ &#8220;غولِ زیبای رنج&#8221;، شاملوی بزرگ&#8230; پی نوشت آخر: پیشترها هم گفته بودم که تو در بندبندِ اشعارت زاده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://ciminrouzgard.net/wp-content/uploads/shamlou.jpg"><img class="alignleft size-medium wp-image-349" title="shamlouye bozorg" src="http://ciminrouzgard.net/wp-content/uploads/390348_278297965556148_100001278403221_829556_1110534355_n-202x300.jpg" alt="" width="154" height="213" /></a>تمامیِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و<br />
آن نگفتیم<br />
که به کار آید<br />
چرا که تنها یک سخن<br />
یک سخن در میانه نبود:<br />
آزادی!</p>
<p>ما نگفتیم<br />
تو تصویرش کن!*</p>
<p>&nbsp;</p>
<blockquote><p>پی نوشت اول: گرامی‌باد سالروز میلادِ &#8220;غولِ زیبای رنج&#8221;، شاملوی بزرگ&#8230;</p>
<p>پی نوشت آخر: پیشترها هم گفته بودم که تو در بندبندِ اشعارت زاده می‌شوی، این روز بهانه ست&#8230;</p>
<p>*قسمتی از شعرِ اشارتی از منظومه‌ی ابراهیم در آتش</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1390/09/%d9%85%db%8c%d9%84%d8%a7%d8%af/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نوستالژی هایم را پس دهید&#8230;</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1389/12/nostalzhi-hayam-ra-pas-dahi</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1389/12/nostalzhi-hayam-ra-pas-dahi#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Mar 2011 02:09:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/1389/12</guid>
		<description><![CDATA[زادروزی که با روزهای بی خاطره، روزهایی تهی از شادی و حتی اندوه مقارن است، همان بهتر که نباشد! همان بهتر که هرگز گرامی داشته نشود! های مردم!! من &#8220;گذشته&#8221; ام را می خواهم. روزهای ساده و سرشار از زندگی ای که دجالان از من گرفتند، روزگار شیرین نه چندان دوری که اکنون بی بازگشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">زادروزی که با روزهای بی خاطره، روزهایی تهی از شادی و حتی اندوه مقارن است، همان بهتر که نباشد! همان بهتر که هرگز گرامی داشته نشود! های مردم!! من &#8220;گذشته&#8221; ام را می خواهم. روزهای ساده و سرشار از زندگی ای که دجالان از من گرفتند، روزگار شیرین نه چندان دوری که اکنون بی بازگشت و دست نیافتنی می ماند&#8230; کاش زمان یکسال و فقط یکسال به عقب باز می گشت و باز آن اسفندِ لعنتیِ هشتاد و هشت تکرار می شد&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">چقدر دلم برای خودم تنگ است، دوست دارم بین همین کلمات بغض آلود زاده شوم باز. رویا ببافم. شعر بسرایم و&#8230; در دنیای واقعی بجنگم، آن هم شاخ به شاخ!</p>
<p style="text-align: justify;">نوستالژی هایم را پس دهید بی شرف ها!! می دانم چگونه اما نمی دانم چرا در این خلاء ای که بیگانه ام با آن زندگی گم شده و از خود بیگانه شده ام. نمی دانم چرا &#8230; نمی دانم چرا پوست نمی اندازم؛ پوست نمی اندازد این زندگی سگی.</p>
<p style="text-align: justify;">
<blockquote>
<p style="text-align: justify;">امیدوارم سال دیگر در همین ساعات شرایطی نداشته باشم که حتی بر این لحظات  نیز غبطه بخورم، فقط همین!</p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify;">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1389/12/nostalzhi-hayam-ra-pas-dahi/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حماسه ی سیاهکل</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1389/11/%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87-%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87%da%a9%d9%84</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1389/11/%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87-%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87%da%a9%d9%84#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Feb 2011 01:35:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/1389/11</guid>
		<description><![CDATA[جنگل کجاست جای قطره‌های خون شهیدان آیا امسال خواهد شکفت این لاله‌های خون این لاله‌های شکفته در رنج و اشک‌ها در برگ‌های سبز تو هر سال زنده است *** در زیر پلک خیس جنگل در سبزهای سبز جنگل کوچک چوپان تنهایی ست که هر غروب در نی فریاد جنگلی‌ها را سرریز می‌کند جنگل صدای گمشدگی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جنگل<br />
کجاست جای قطره‌های خون شهیدان<br />
آیا امسال خواهد شکفت این لاله‌های خون<br />
این لاله‌های شکفته در رنج و اشک‌ها<br />
در برگ‌های سبز تو<br />
هر سال زنده است</p>
<p>***<br />
در زیر پلک خیس جنگل<br />
در سبزهای سبز جنگل<br />
کوچک<br />
چوپان تنهایی ست<br />
که هر غروب در نی<br />
فریاد جنگلی‌ها را<br />
سرریز می‌کند<br />
جنگل صدای گمشدگی ست<br />
جنگل<br />
صمیم وحدت ماست<br />
و چشم‌های کوچک<br />
باور نمی‌کند<br />
اینک صدای او<br />
در پیچ و تاب سرد سیاهکل<br />
گل می‌دهد<br />
در زیر پلک‌های خیس جنگل<br />
در سبزهای سبز شمالی‌ام<br />
کوچک<br />
یک نام یا صداست<br />
آوارهٔ غم نشین<br />
هر عصر می‌نوازد<br />
آهنگ کهنه را<br />
و با صدای نی لبکش<br />
آن‌ها<br />
برادرانم<br />
گل‌های هرزه را<br />
با خون پاک خود<br />
تطهیر می‌کنند</p>
<p>خسرو گلسرخی</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://cimin.persiangig.com/0siahkal.jpg" alt="چریک هایی فدایی خلق" /></p>
<blockquote><p>پی نوشت اول: فدائیان خلق، با خلق حماسه ی سیاهکل، نشان دادند که رژیم شاهنشاهی با دو هزار و پانصد سال عقبه ی تاریخی و علی رغم تمامی تبلیغات، شکست ناپذیر نیست و این آغازی بود برای مبارزه ی توده ای علیه استبداد&#8230; چهلمین سالگرد حماسه ی سیاهکل گرامی باد!</p>
<p>پی نوشت آخر: سال گذشته در همین روز بود که یکی از رفقایمان بازداشت شد، چقدر نگرانش بودیم و البته جالب بود که دقیقا در سالروز جاودانه هایش به بند کشیده می شود&#8230;!</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1389/11/%d8%ad%d9%85%d8%a7%d8%b3%d9%87-%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87%da%a9%d9%84/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>زادروز شاملو&#8230;</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1389/09/%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%85%d9%84%d9%88</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1389/09/%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%85%d9%84%d9%88#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 12 Dec 2010 20:22:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/1389/09</guid>
		<description><![CDATA[به یاد آر: تاریخ ِ ما بی‌قراری بود نه باوری نه وطنی نه جخ &#8230;امروز از مادر نزاده‌ام پی نوشت اول: خبرها بد است و روزها سگی تو اما باز هم در بند بند اشعارت زاده می شوی. پی نوشت آخر: روایت بی بی سی از اعتراضات دانشجویی در انگلیس تهوع آور است، نمونه هایش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به یاد آر: تاریخ ِ ما بی‌قراری بود<br />
نه باوری<br />
نه وطنی<br />
نه<br />
جخ<br />
&#8230;امروز<br />
از مادر نزاده‌ام</p>
<blockquote><p>پی نوشت اول: خبرها بد است و روزها سگی تو اما باز هم در بند بند اشعارت زاده می شوی.<br />
پی نوشت آخر: روایت بی بی سی از اعتراضات دانشجویی در انگلیس تهوع آور است، نمونه هایش را به کرات در بیست و سی دیده بودیم.</p></blockquote>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1389/09/%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%b4%d8%a7%d9%85%d9%84%d9%88/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روز دانشجو</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1389/09/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1389/09/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 06 Dec 2010 21:18:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.net/1389/09</guid>
		<description><![CDATA[حس می کنم امسال جای &#8220;مجید&#8221; در صحن &#8220;پلی تکنیک&#8221; خالی خواهد بود. امیدوارم حسم اشتباهی باشد&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>حس می کنم امسال جای &#8220;مجید&#8221; در صحن &#8220;پلی تکنیک&#8221; خالی خواهد بود. امیدوارم حسم اشتباهی باشد&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1389/09/%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4%d8%ac%d9%88/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترانه های این شب های من</title>
		<link>http://ciminrouzgard.net/1388/08/taranehaye-in-shabhaye-man</link>
		<comments>http://ciminrouzgard.net/1388/08/taranehaye-in-shabhaye-man#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Nov 2009 16:03:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سیمین روزگرد</dc:creator>
				<category><![CDATA[بهانه ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://ciminrouzgard.com/?p=117</guid>
		<description><![CDATA[بیش از سه دهه بود که به دلیل عدم ظهور صدایی ماندگار که بتواند کاملا با ترانه و آهنگ &#8220;چفت&#8221; شود؛ در خلسه های شبانه مان،به طور معمول، صدای فرهاد و فریدون فروغی و گاها داریوش به گوش می رسید (البته با فاکتور گرفتن از موزیک غیرایرانی) دست آخر هم گویی انتظارمان برای ظهور پدیده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>بیش از سه دهه بود که به دلیل عدم ظهور صدایی ماندگار که بتواند کاملا با ترانه و آهنگ &#8220;چفت&#8221; شود؛ در خلسه های شبانه مان،به طور معمول، صدای فرهاد و فریدون فروغی و گاها داریوش به گوش می رسید (البته با فاکتور گرفتن از موزیک غیرایرانی) دست آخر هم گویی انتظارمان برای ظهور پدیده ای نوین در موسیقی پاپ بی نتیجه ماند و البته آنی که در پی اش بودیم را در دل سبکی که توقعش را نداشتیم ( به شخصه حتی فکرش را هم نمی توانستم به مخیله ام راه دهم!)؛ یافتیم.</p>
<p>صدای شاهین نجفی را وقتی برای اولین بار شنیدم شکه شدم! راستش آن قدر در ایران موسیقی رپ به بیراهه رفته بود و از هویتش که همانا اعتراض بود؛ دور افتاده بود که فکر نمی کردم کسی بتواند  با رپ این چنین کند که شاهین کرد. شاهین همه ی حرف ها را نمی زد که شلیک می کرد. زیباتر از ما. برای هر کلمه ای که در ترانه هایش می شنیدی جا داشت که مدت ها فکر کرد. ستایش شاملو، داعیه دار حقوق زن بودنش، دردی که با صدای خش دارش چون نعره بیرون می جهید، به ستوه آمدنش از سنت و مذهب، سخن راندن از فقر و اعتیاد و فحشا، فهم عمیقش از فلسفه، آگاهی اش از انسان و آزادی، درک فرودستان و هزار و یک حرف که از دل ترانه هایش بیرون می آمد و از دغدغه ای مشترک و ظهور خواننده ای به واقع &#8220;فهیم&#8221; حکایت می کرد. این در حالیست که در ایران کمتر اتفاق افتاده است –اگر نخواهیم بگوییم اصلا پیش نیامده!- ؛&#8221;اعتراض&#8221; به صورتی کاملا شفاف در هنر عموما و موسیقی خصوصا راه پیدا کند &#8230; و شاهین حقیقت را بی مهابا و لخت، آنچنان که در کوچه و خیابان هر روز به چشم می آید، به زبان آورد.</p>
<p>خاطرم هست که تا چند روز پس از شنیدن &#8220;زندگی سگی&#8221; مسخ بودم. تمام تابوهای سنتی در یک ترانه شکسته شده بود و به خشن ترین نوع ممکن به گوش می رسید؛ آن چنان که خواب از سر هر بنی بشری برباید. من اما گمان می کردم این چند ترانه ی بی نظیر شاهین یک اتفاق است و چون &#8220;همه چیز&#8221; را می گوید دیگر در آینده حرفی برای گفتن نمی ماند. اما با شنیدن آلبوم ایلوسیون نظرم عوض شد و حالا دیگر شاهین را  نباید یک اتفاق بدانیم&#8230;</p>
<p>در اولین آلبوم رسمی شاهین نجفی، پیشرفت هایی در سبک و سیاق برخی آهنگ ها نسبت به گذشته به چشم می آید هرچند که به نظر نگارنده به رغم اینکه موسیقی رپ کلام محور است اما به هر حال شاهین نباید مساله ی آهنگ و تنظیم &#8220;تمیز&#8221; تر برخی کارها را نادیده بگیرد.</p>
<p>به شخصه &#8220;آخرین زمان&#8221; را به دلیل تلفیق راک و رپ و سبک بی نهایت اعتراضی کار بیش از باقی کارها پسندیدم و البته &#8220;سارینا&#8221; را تاثیر گذارترین کار این آلبوم می دانم. هرچند که به نظرم جای شاهکاری چون &#8220;زندگی سگی&#8221; در این آلبوم به شدت خالی است&#8230;</p>
<p><img class="alignnone" src="http://cimin.persiangig.com/illusion.jpg" alt="illusion" width="244" height="247" /></p>
<p>پی نوشت اول: به راستی که چه ساده انواع رسانه ها علی رغم ادعاهای پوچشان، خواننده ای را که به جریان خاصی وابسته نیست را به هیچ عنوان ساپورت نمی کنند. با توجه به اینکه شاهین چندین برابر بیش از برخی کارشناسان و میهمانان تاریخ مصرف گذشته شان حرف برای گفتن دارد. شاید همان بهتر که عده ای هنوز هم درگیر دعواهای سیاسی مضحک خودشان باشند و امثال شاهین کار خودشان را بکنند&#8230;</p>
<p>پی نوشت ۲: <a href="http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=24782">موسیقی اعتراض(۱)/ شاهین نجفی</a></p>
<p>پی نوشت آخر: برای خود من بیش از همه غیر قابل هضم است اما به هر حال &#8220;ماهنامه ی نسیم هراز&#8221; با شاهین نجفی گفتگو کرده و این نشریه تا امروز هم روی پیشخون روزنامه فروشی ها موجود بود! رفیق کمی عجله کن!</p>
<p>پیوست: <a href="http://akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=24945">موسیقی اعتراض(۲)/ شاهین نجفی</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://ciminrouzgard.net/1388/08/taranehaye-in-shabhaye-man/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>12</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

