پس از پنج ماه
تو را می خواهند بکشند و در این میان بسیاری متهم اند شاید بیش از همه خودت. باید طوری در برابرشان بایستی که ایستادگی ات خم به ابرو نیاورد اما … اگر جا ماندی چه؟! چه کسی جز “تو” باید تاوان این فلاکت را بدهد؟؟؟
پی نوشت: وبلاگ ما قریب به پنج ماه از دسترس بنده خارج بود. اما من هنوز اصرار بر زنده بودن دارم!
مرداد ۸م, ۱۳۸۹ در شبانه
سلام دوستم. اصرار به زنده بودن؟؟ اما به نظر من تو بی هیچ اصراری زنده ای. زنده.
خوب نیستی نه؟
می دونم
می دونم
چرا این وضعیت….
« چیزی که امروز همه از آن آگاهند این است که بی تردید بخش بزرگی از تغییر بنیادی در ایران را زنان رقم خواهند زد. » چون این نوشته روش وفرم تفکر بسیاری از ایرانیان است .. پس کنکاشی در موردش می تواند ما را به چرا یی های برساند ..
به نظر من این شیوه تفکر و نوشتار .. « همه از ان اگاهند « « بی تردید « .. « تغییر بنیادی ..!!! در ایران !! » طرز تفکری ست که در ان سال ۵۷ مانده است..
به نظر من بسیاری از مدعیان اگاه ایرانی .. در بیشتر مسائل نا اگاه و ناتوان از تجزیه و تحلیل درست از حاکمیت اند .. جنبش مدنی تاز شکل گرفته ایران .. تحت حاکمیت فاشیست دیکتاتوری مذهبی فکر می کند در مهد دمکراسی فعالیت می کند .. بدون سازماندهی منسجم .. رو باز و با عکس سه در چهار .. و ادرس ثبت شده .. برای توقف اعدام ها امضا جمع می کند .. که با این روش وسیاست , دست حاکمیت فاشیست مذهبی را برای سرکوبی رادیکال ترها باز می گذارد .. و توجیه می کند که رژیم سیاسی کاری را بیشتر سرکوب می کند .. پس در سایه فعالیت مدنی باید کار سیاسی کرد
خوبی ! کجایی ؟
یه خبری از خودت بده !
درود بر تو دوست گرامی
با نوشتاری در مورد {مغالطات} بروزم.
منتظر حضور گرم و دیدگاه با ارزشت هستم.
بدرود
جاوید باد ایران
زنده باد آزادی
نابود باد استبداد(از هر نوع)
سلاااااااااام چطوری دبیر سیاسی عزیزم ؟
خوبی؟
چه خبر ؟ یه دفعه کجا رفتی؟
ایمیلمو برات گذاشتم منتظرتم.