آفتابکاران…

از خیابان که می گذرم،سرود آفتابکاران را می شنوم.تمام تنم گر می گیرد.راهم را گم می کنم.کمی جلوتر یکی از دوستانم مرا بلند صدا می کند”خسته نباشید!”به خودم که می آیم می بینم بی هوا چند ده قدمی از در ورودی جلوتر رفتم.دوستم می گوید چرا اشک تو چشمات جمع شده؟!
سراومد زمستون،شکفنه بارون

میاد دوباره زمستون؟!!!

۳ نظر

هامونخرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

روزها خرابتر از قبل داره پیش میره….گندابی که ۳۰ ساله تشکیل شده سر دعواهای قدرت بخش های خیلی کوچیکیش نمایان شده و جالبه تمامی آقایونی که امروز فساد دولت ها قبل رو افشا میکنن هیچکدوم بدون پست و مقام در گذشته نبودن…….برای خیلی ها پوشیده نبوده و نیست دزدی و فساد کسانی مثل هاشمی و ناطق و خیلی های دیگه ولی اگه قراره احمدی نژاد منجی باشه من غرق شدن رو ترجیح میدم…….بی اعتمادی و سردرگمی بیشتر از همیشست….هر روز عده ای رو میبینم که با یک مناظره نظرشون در انتخاب فردی که میخوان بهش رای بدن به راحتی عوض میشه……اونایی که هیچوقت رای ندادن امثال بیشتر از همیشه توی تردیدن تحریم یا مقابله با احمدی نژاد؟……..جالبتر اینه که با این که خود کاندیداها به شخص دوم بودن خودشون اشاره میکنن و میگن فقط به عنوان پیشنهاد دهنده به رهبری میتونن عمل کنن و تمامی اختیارات با اونه بازم خیلی ها دوست دارن باور کنن با امثال میر حسین همه چیز درست میشه و به قول خیلی ها کشور نجات پیدا میکنه…… از چی نجات پیدا میکنه معلوم نیست ؟…….پارچه سبز شده مد مشروع این روزهاست میتونیم تو خیابونا جیغ بزنیم , به جای صلوات , بعد از سخنرانی دست بزنیم ……..ترانه ها و آهنگ هایی رو که روزی که ساخته شدن خواننده ها و آهنگ سازاشون به زندان رفتن و خیلی هاشون دربه در کشور های دیگه و زندگی تو انزوا با کلی آرزوهای لگد شده , امروز وقتی از کنار ستاد های انتخاباتی رد میشی شنیده میشه بدون اینکه کسی فکر کنه این خواننده کیه و در مورد چی داره میخونه ؟…….. شاید اونی که تو دستاش ستاره داره میر حسینه یا والا پیامدار کروبی ؟………..ولی ستاره این روزها فقط رو دوشه فرماندهان سپاهه و البته با یه اسم دانشجو کنارش وسیله ای برای تبلیغات……..و این روزها خواهد گذشت و جیغ ها و فریادها هام خاموش برای ۴ سال ………. آرزوهای شیرین اقتصادی رو بزارین کنار مانتوهای سبز و زرد خوشگل تو صندوقچه تا شاید ۴ ساله دیگه دوباره مد شد ………

رئیس محترم شورای سیاست گذاریخرداد ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۰ ب.ظ

سلام.واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حقیقت تلخخرداد ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۷ ق.ظ

تحلیل رایی را با انتخاناتی و علمی و عشقی و فراموشی .. بهم ریخته ایم ..
سری بزن .. ضرر کردی .. یا برو رای بده .. و انتصاب را انتخاب کن ..
یا عالم در دین اسلامی شو ..
یا عاشق هپروت در دنیای حقیقی غارت باش ..
یا فراموش کن ..
یا .. سرود سر امد زمستان را از زبان میر حسین موسوی بشنو..
همین ظهور نزدیک است ..

نظر شما چیست

نظر شما